انتخابات کثیف...
یقیناً بهترین عنوان را برای این مطلب انتخاب کردهام: "انتخابات کثیف...". انتخاباتی که یکی از مضحکترین برنامههای دولت نهم بود؛ مهندسی آرا به صورت کاملاً ناشیانه، احمقانه و بچهگانه. از نفر آخر شروع میکنم: مهدی کروبی. اصلاحطلبی که مجموع آرای او در این انتخابات کمتر از آرای باطله بود. فردی که با تمام شجاعت حرفهای را بر زبان آورد که کمتر کسی شجاعت بازگو کردن آنها را دارد: هالهی نور، نظارت استصوابی، رد صلاحیتهاتی گسترده، ماجرای جنتیها و یزدیها و مصباحها و ... . کروبی چنان با شجاعت این مباحث را مطرح کرد که که من به عنوان یک هوادار میرحسین گاهی قلقلک میشدم که او را برگزینم. ولی... رای او را آنقدر کم اعلام کردند تا کسی حتی اعتراض نکند. خواستند بگویند حرفهای او دیگر خریدار ندارد، اطرافیانش دیگر در بین مردم جایی ندارند: کدیور، مهاجرانی، عبدی، باقی، کرباسچی، نجفی، الویری و ... . در برابر او بازی کثیفی را ارائه دادند. نفر بعد محسن رضایی بود. اعلام اسم او به عنوان نفر سوم فقط و فقط برای لجنمال کردن شخصیت کروبی بود و گرنه رضایی نفر آخر بود. و اما بعدی: "مهندس میرحسین موسوی"؛ نخست وزیر زمان جنگ، نور چشم امام، محبوب مردم. صادق، راستگو، صاف و ساده با همان روحیهی آدمهای اول انقلاب: شجاع و نترس، بیباک، مردمی و ... . مطمئناً رای اول اکثریت مردم او بود. شک نکنید. تمام نظرسنجیها و افکارسنجیها از پیروزی او خبر میدادند. شواهد تماماً به نفع او بود. او نفر اول بود. ولی مهندسی کثیف آرا او را در جای دوم قرار داد. میدانستند که اگر او رئیسجمهور شود، دیگر جایی برای متحجرین نیست، دروغگویان در دولت او جایی ندارند. او مردمی است، ولی برای جمعآوری نامه سفر نمیکند(مگر ادارهی پست در این کشور تعطیل شده است؟). او مردمدار است، ولی مردم فریب نیست. عوام را دوست دارد، ولی عوامفریب نیست. او همان میرحسین زمان جنگ است. همان کسی که امام او را عمیقاً و قلباً دوست داشت. او را دوم کردند تا بگویند که دیگر تفکر اصلاحطلبی در بین مردم جایی ندارد، مرده است. ولی کور خواندهاند. چون اگر اصلاحطلبی نباشد، فساد حاصل میشود، دروغ حاکم میشود و ... . و دیکتاتوری پدید میآید. میرحسین را دوم کردند، چون او اول بود و ... . و اما محمود احمدینژاد. نفر به ظاهر اول. در مورد او هیچ نمیگویم، چون حرفهایم را در سطرهای قبل گفتم... .
در این چند روز بحثهای زیادی در مورد انتخابات با دوستان و آشنایان داشتهام. همگی یقین داشتند که میرحسین منتخب مردم است، حتی هوادارن احمدینژاد. ولی بعد از این که او نفر اول اعلام شد(او منتخب مردم نبود)،ایمیلهای جالبی رسید، کامنتهای عجیبی گذاشته شد. هوادارانش میگفتند که چون او دیندار است انتخاب شده است، شاید با کمک امام زمان. ولی من نفهمیدم که مگر قرار است آخوند محله، یا امام جماعت مسجد و یا خطیب نماز جمعه انتخاب شود. هنوز که هنوز است ارتباط بین دین و سیاست را نفهمیدم. چون اصولاً فکر میکنم هیچ ارتباطی با هم ندارند. رئیس جمهور باید تفکر اقتصادی داشته باشد، نگاه باز سیاسی داشته باشد و مسلط بر امور اجتماعی مردم خود باشد. و گرنه با دعا که نمیشود کشور اداره کرد، با ذکر حدیث و روایت که کار مردم راه نمیافتد. اصولاً در تفکر جدید حاکم بر دنیا دین جایی در سیاست ندارد. شاید عدهای از رنگ سبز هوادارن میرحسین بگویند(که البته گفتند). این رنگ فقط و فقط یک نماد بود برای حفظ وحدت دوستداران تغییر. و گرنه گوربابای شال و نوار و بازوبند و روسری و مچبند و مانتوی سبز... .
بسه دیگه کوتوله...
اتل متل توتوله، ایران خانوم چه جوره
هم غم داره هم غصه، نفتشو خوردن دُرُسه
گازشو بردن هندسون، آشغال چینی بسون، اسمشو بذار واردات، گور پدر صادرات
هاچین و واچین، تولیدو ورچین

اتل متل توتوله، انتخابات چه جوره
هم حزب داریم هم دسته، کسی خالی نبسته!
همه رو کردن تصفیه، چهارتاشون رسمیه، اسم یکیشون غضنفر، خودت بخوون تا آخر
هاچین و واچین ، مهره تو بچین
اتل متل توتوله، بسه دیگه کوتوله
دو تا رقیب زیاده، میشیم آخر پیاده
یکیشیون باید غلاف کنه، نه آتو بده نه گاف کنه، مهدی بره باحال میشه، میرحسین دیگه تکخال میشه
هاچین و واچین، همگی پاشین
یه کسی میخوایم که کس باشه، کتک خورش ملس باشه، از مافیا گول نخوره، با راستیا وول نخوره
به وعدههاش عمل کنه، مفتخورارو فَشَل کنه
یه کسی میخوایم که کس باشه، سمج مثه مگس باشه، با کاپشنش فریب نده، وعدههای عجیب نده،
منزه و نظیف باشه، مفسدارو حریف باشه
یه کسی میخوایم که کس باشه، همدل و همنفس باشه، تا میتونه کاری باشه، به فکر بیکاری باشه،
مخش یه خورده کار کنه، از خواب مارو بیدار کنه
بالا رفتیم دوغ بود، وعدههاشون دروغ بود
پایین اومدیم ماست بود، یه خورده سر راست بود
میرحسین...
بدون شرح...
نتایج کنکور ارشد و ...
نتایج کارشناسی ارشد هم اعلام شد. یه عده که خیلی نتیجه براشون مهم بوده، اگر موفق نشده باشن که طبیعتاً الآن عزادارن، اونایی هم که نتیجه گرفتن، الآن در حال برگزاری عروسی در یک جای خاص هستن!!! من که به شخصه چون اصولاً آدم مستقلی هستم، به هیچ کدام از این دو گروه وابستگی ندارم. من همون روز که کنکور دادم، میتونستم پیشبینی کنم قراره چه اتفاقی بیفته(رتبه من به گونهای که با سهمیه پنج عدد بابای شهید هم نمیشه امید به قبولی داشت، مگه عنایت مستقیم خود آقا که اونم ما ازش محرومیم!!!). شاید به خاطر اینکه خیلی برام مهم نبود، در حال حاضر هم بعد از اعلام نتایج حس خاصی ندارم. کنکور برگزار میشه، با یک سری محدودیتهای خاص،ظرفیتهای بسیار پایین و ... . نباید خیلی بلند پروازانه فکر کرد. بعد از اعلام نتایج بعضی از دوستانم رو دیدم که چون خیلی براشون مهم بود و خیلی هم روی خودشون حساب کرده بودند، با عدم نتیجهگیری دچار یأس فلسفی شده بودند. از بعضیها هم که اصلاً خبری نیست، معلوم نیست چه کردند: خوب یا بد. انگار آب شدن رفتن تو زمین. اگه خبری شد لطف کنین ما رو هم مطلع کنین. کنکور هم گذشت؛ قبول یا مردود، آینده رو عشقه!!! خیلی دوستون دارم، موفق باشین!!!
مانده نگاهم به دلِ پنجره تر شده از هجرتِ تو خاطره
کوچه پُر از حسرت پروانگیست خانه تهی از نفس زندگیست
بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت پر زد و آواره شد و برنگشت
لذّت بیداری یلدا تویی تازهترین رنگ تمنّا تویی
چشم تو آغاز پریشانیم هجرت تو علّت ویرانیم
گردِ سفر بر سر و رویت نشست عهد تو و حرمت دل را شکست
گفته ولی دست بدِ سرنوشت وعدهی دیدار من و تو بهشت
قیاس مخالفین احمدی نژاد با طلحه و زبیر در نمازجمعه
در مراسم نماز جمعه این هفته که به امامت آیه الله جنتی دبیر شورای نگهبان برگزار شد، نشریه چهارصفحه ای در تبلیغ احمدی نژاد و تخریب برخی دیگر از کاندیداهای ریاست جمهوری میان نمازگزاران توزیع شد.
در این نشریه که تحت عنوان«عبرت های عاشورایی» منتشر شده، ضمن تأکید بر مظلوم بودن احمدی نژاد، از تخریب همه جانبه و صف بندی احزاب در مقابل وی شدیداً انتقاد می شود.
به گزارش خبرنگار کلمه، در صفحه اول این نشریه با درج عکس بیش از 20 تن از فعالان سیاسی به عنوان مخالفین احمدی نژاد، با اشاره به عاقبت طلحه و زبیر در جنگ جمل آمده است: عاقبت درگیری و مقابله با ولی خدا، جز خذلان و نابودی و سرافکندگی و پشیمانی نیست و امکانات فراوان لشکر دشمن نیز در پیروزی آنان نقشی نخواهد داشت.
بر اساس این گزارش، نشریه مزبور با انتقاد شدید از منتقدان دولت، خصوصاً کروبی و موسوی، افزوده است: میرحسین موسوی در اولین اظهارات خود گفت: من میرحسین موسوی هستم، موسوی احتمالاً در مصاحبه های بعدی خواهد گفت: من احمدی نژاد هستم.
عبرت های عاشورایی، همچنین ضمن انتقاد از برنامه تلویزیونی 90 می نویسد: برنامه 90 که در بسیاری از اوقات بیش از 2 و نیم میلیون نفر را تشویق به ارسال پیامک می کند، نشان گر این امر مهم است که این تعداد قابل توجه از بینندگان تا پاسی از شب بیدار بوده و طبعاً وسایل برقی و روشنایی آنان نیز در حال استفاده بوده است. بر همین اساس لازم است، مسوولان محترم صدا و سیما با توجه به ملزومات این سال در کنار تهیه گزارش ها و اطلاع رسانی سال حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، با تغییر رویه و ساعت پخش برنامه های پر بیننده گامی عملی را در جهت تحقق مصالح ملی بردارند.
چرا پیروان مصباح نگرانند؟؟؟
پایگاه اطلاع رسانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران: بدنبال ادعای قاسم روانبخش مبنی بر برگزاری غیر سالم انتخابات مجلس ششم، مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی سازمان و رئیس ستاد انتخابات کشور در جریان برگزاری انتخابات مجلس ششم، در گفت و گویی با روزنامه اعتماد ملی ضمن پاسخگویی به این ادعا، دیدگاههای خود در خصوص صیانت از آرای مردم در انتخابات را بیان کرده است.
متن کامل این گفت وگو به نقل از اعتماد ملی به شرح زیر است:
اعتمادملی- مطهره شفیعی:«تمام انتخاباتی که در 30 سال عمر جمهوری اسلامی برگزار شد - به جز انتخابات مجلس ششم که تاجزاده در آن تقلب کرد و اسناد آن موجود است- از سالمترین انتخابات جهان بوده است.«بیان همین جمله از سوی قاسم روانبخش در گفتوگو با اعتمادملی کافی بود تا مصطفی تاجزاده به تشریح آنچه در انتخابات مجلس ششم گذشت، بپردازد:
* * *
-اظهارات آقای روانبخش در مورد تقلب شما در انتخابات مجلس ششم را تا چه میزان قبول دارید؟
ادعای روانبخش در مورد برگزاری بدون تخلف انتخاباتها در 30 سال اخیر صحیح نیست.در انتخابات مجلس سوم که جناح خط امام پیروز شد، شورای نگهبان کارشکنی کرد تا مانع راهیابی نامزدهای پیروز به مجلس شود اما درنهایت مجبور شدند که با دخالت امام(ره) آن انتخابات را تایید کنند. در انتخابات مجلس ششم نیز به محض اینکه مشخص شد اصلاحطلبان با اختلاف زیادی از اصولگرایان پیروز شدهاند، شورای نگهبان بحث خدشه درانتخابات را مطرح کرد.
- مگر نمایندگان شورای نگهبان در حوزهها حضور نداشتند که امروز بحث خدشهدار بودن این انتخابات مطرح میشود؟
در آن انتخابات 2 تا 7 نفر از سوی شورای نگهبان در هر حوزه اخذ رای حاضر بودند و تعرفههای انتخاباتی شامل 3 قسمت بود تا اتفاقی بدون تایید و رای شورای نگهبان رخ ندهد، صورتجلسه شمارش آرای تمام حوزهها به امضای ناظران شورای نگهبان رسید و همه آنان سلامت انتخابات را تایید کردند.
- اما در آن سال شاهد اعتراض آقای حدادعادل به نتایج انتخابات بودیم.
موضوع از این قرار بود که مسوولان شورای نگهبان و از جمله آقای جنتی در پایان ساعت اخذ رای اعلام کردند که شکایت قابلتوجهی از سوی ناظران گزارش نشده است. پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات، شورای نگهبان در اطلاعیهای اعلام کرد که آرای آقای حدادعادل در صندوقی که خود وخانوادهاش رای دادهاند، شمرده نشده و «صفر» منظور شده است بنابراین خواهان بازشماری یک سوم صندوقها شدند.پس از آگاهی از این اطلاعیه به صورتجلسه مربوط به صندوق مذکور مراجعه کردیم و متوجه شدیم که آرای حدادعادل دراین صندوق شمارش شده است و از نظر فرمانداری و وزارت کشور تخلفی صورت نگرفته بود اما هنگام ثبت کامپیوتری آرا در شورای نگهبان به طور عمدی یا سهوی آرای آقای حدادعادل صفر وارد شده بود.همان زمان با صدور اطلاعیهای مراتب را اعلام کردیم که اشتباه مربوط به هیات نظارت شورای نگهبان است نه مجریان انتخابات.
- شکایت آقای جنتی از شما هم مربوط به همین مساله آرای آقای حدادعادل میشد؟
در دادگاهی که برای بنده با شکایت آقای جنتی تشکیل شد مورد شکایت آقای حدادعادل مطرح نشد زیرا همگان میدانستند که وزارتکشور تخلفی انجام نداده است. پس از اینکه آرای 500 صندوق بازشماری شد، مشخص شد که شمارش آرا صحیح بوده است البته یک درصد به آرای منتخبان مردم در مجلس ششم که همان اصلاحطلبان بودند، افزوده شد. یعنی اگر خطایی هم صورت گرفته باشد به ضرر کاندیداهای پیروز یعنی اصلاحطلبان بود. پس از این بازشماریها که در سه مرحله تکرار شد، شورای نگهبان و در راس آن آقای جنتی صحت انتخابات را تایید کردند اگرچه بعدا همه حرفهای خود را پس گرفتند. در زمانی که آقای جنتی از من شکایت کرد،من هم از ایشان شکایت کردم.به شکایت وی علیه من رسیدگی شد که من از اتهام تخلف در انتخابات تبرئه شدم البته به دلیل عدم همکاری با سازمان بازرسی کل کشور پس از انتخابات محکوم شدم.اما مساله مهم این است که هیچگاه به شکایت من علیه آقای جنتی رسیدگی نشد تا ثابت کنم ایشان و همکارانشان چه جفای بزرگی را به مردم تهران کردند و چگونه آرای 700 هزار شهروند تهرانی را بهصورت غیرقانونی باطل کردند تا آقای حدادعادل به مجلس راه یابد و آقای علیرضا رجایی از ورود به مجلس ششم باز بماند. بهرغم این موارد آشکار، سوال من این است اگر هنگامی که ناظران و مجریان دارای دو گرایش مختلف هستند امکان تخلف وجود دارد و آیا زمانی که همه جریانات و ناظران دارای گرایش واحد سیاسی هستند، احتمال تخلف بیشتر میشود؟ بهخصوص توسط کسانی که معتقدند برای تقویت اسلام ومسلمین دروغ گفتن حتی اتهام بستن به منتقدان و مخالفان جایز و در مواردی واجب است.
- اخیرا موضوع تشکیل کمیته صیانت از آرا از سوی اصلاحطلبان مطرح شد اما با مخالفت شدید برخی اصولگرایان مواجه شد. آیا شما هم تشکیل این کمیته را ضروری میدانید؟
به محض اینکه صحبت از صیانت آرا میشود اصولگرایان به جای اینکه با روی گشاده از آن استقبال کنند به ایراد اتهام به اصلاحطلبان و منتقدان خود میپردازند.سوال روشن از پیروان آقای مصباح این است که آیا انتخابات 22 خرداد قرار است سالم برگزار شود یا خیر؟ اگر بناست سالم برگزار شود چرا نگران نظارت اصلاحطلبان بر انتخابات هستید؟ از قدیم گفتهاند آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است.ترس از محاسبه بیانگر این است که حساب پاک نیست اگر قرار باشد که انتخابات سالم برگزار شود، چه اشکالی دارد نمایندگان نامزدهای محترم را دعوت کنید و با هماهنگی آنها ترتیبی اتخاذ کنید که اعتماد مردم به سلامت انتخابات جلب شود. علاوه بر اینها در دنیای امروز نه تنها انتخابات کشورها زیر نظر مردم همان کشورها برگزار میشود بلکه افکارعمومی جهان نیز انتخاباتمهم را تعقیب میکنند.کشورهایی که انتخابات سالم دارند نه تنها از نظارت احزاب و گروههای منتقد خود استقبال میکنند بلکه راسا از نمایندگان احزاب حتی دولتهای دیگر دعوت میکنند تا برچگونگی برگزاری انتخابات آنها نظارت کنند.به عنوان مثال ترکیه از جمهوری اسلامی خواست تا نمایندگانی را برای نظارت بر انتخابات به این کشور اعزام کند و هیات ایرانی پس از بازگشت از ترکیه برگزاری انتخابات در این کشور را بدون خدشه و سالم اعلام کرد. در اروپا نیز همین رویه دنبال میشود. برخی کشورها از نمایندگان اتحادیه میخواهند تا نمایندگانی را به کشورهای آنها برای نظارت بر انتخابات اعزام کنند زیرا این امر نشان دهنده سلامت و صحت انتخابات در این کشورهاست و آن را نشانه اقتدار خود میخوانند.
من نمیدانم اصولگرایان چه خط تبلیغاتی را دنبال میکنند که بیگانگان را نگران صیانت از آرای ایرانیان میخوانند.این در حالی است که افتخار جمهوری اسلامی و رهبر فقید آن این بود که انتخابات نمایشی و مجلس فرمایشی زمان شاه را به انتخابات آزاد و مجلس در راس امور تبدیل کنند.اما متاسفانه عملکرد اصولگرایان در زمینه برگزاری انتخابات ابهام آلود است و اعتقادشان این است که برای رسیدن به هدف میتوان از هر ابزاری استفاده کرد.تغییرات در وزارت کشور و پنهانکاری آنها همچنین بسته بودن محیط رایگیری موید این است که نگرانی اصلاحطلبان از صیانت از آرا به جاست.
- با توجه به سابقه حضورتان در وزارت کشور عملکرد وزارت کشور دولت نهم در برگزاری انتخاباتها را چگونه ارزیابی میکنید؟
عملکرد وزارت کشور دولت نهم در دو انتخابات شورای شهر سوم و مجلس هشتم سراسر ابهامآلود و ناسالم بود.هنوز نمیدانیم در هر حوزه انتخاباتی کدام نامزد حائز چه میزان رای شد.آمار انتخابات مانند درآمد 305 میلیارد دلاری نفت و گاز در 4 سال اخیر است که محرمانه تلقی میشود و هرگز به مردم اعلام نمیکنند و این امکان برای مردم فراهم نمیشود که به این اطلاعات دست یابند.






